فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب PDF

منازل و عالم هائى که پس از مردن در قرآن و روایات براى انسان ترسیم شده ، سه منزل است :

۱ ـ برزخ .۲ ـ قیامت و حشر .۳ ـ بهشت یا دوزخ .

عالم برزخ عالمى است که ارواح در آن عالم زندگى مى کنند و روح انسان از هنگامى که از بدن جدا مى شود در آن عالم قرار مى گیرد و آن عالم تا هنگام قیامت وجود دارد و آنگاه که قیامت مى شود دیگر عالم برزخ وجود نخواهد داشت .


اصل عالم برزخ از مسلّمات اسلام است و در میان مسلمین از مسائل قطعى و بدون خلاف مى باشد .

بعضى از آیات قرآن کریم و احادیث معتبرى که از پیغمبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام در ارتباط با برزخ رسیده است یادآورى مى شود .

۱ ـ «حَتّى اِذا جاءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُوْنِ* لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحَاً فِیْما تَرَکْتُ کَلاَّ اِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُهاوَ مِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ اِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ» (۱)

هنگامى که مرگِ یکى از آنها (کفار) فرا مى رسد مى گوید : پروردگارا مرا (بدنیا) بر گردان امید است که کار شایسته اى را که در گذشته ترک کرده ام انجام دهم (به آنها گفته مى شود: بازگشتى نیست این سخن سخن کسى است که گوینده اش چنین گوینده اى است (یعنى به سخن او اعتنا نمى شود . کسى که عقل به او داده ایم و پیامبران و اولیاء خود را مأمور ابلاغ حقایق به آن نموده ایم و وسیله هاى تنبّه و توجّه را فراوان در اختیار او گذارده ایم ولى او به همه آنها بى توجّه بوده و به پیروى از هواى نفس خود پرداخته است) و پیش روى آنها برزخ است تا روز حشر و قیامت که بر انگیخته مى شوند .

از آیه شریفه فوق بخوبى استفاده مى شود که انسان پس از مرگ وارد عالم قیامت نمى شود بلکه بین مرگ و قیامت فاصله اى بنام برزخ مى باشد چه این که قیامت و هنگام حشر روزگارى است که دیگر سلسله زندگى بشر از هم گسیخته شده و جهان موجود به طور کلى در هم ریخته و متلاشى مى گردد و نیز از آیه شریفه مذکور استفاده مى شود که انسان پس از مرگ حیات دارد و لذا درخواست برگشت مى نماید :

۲ ـ «یَوْمَ یَأتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ اِلّا بِاِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِىٌّ وَ سَعِیْدٌ* فَأَمَّا الَّذینَ شَقُوْا فَفِى النَّارِ لَهُمْ فِیْها زَفِیْرٌ وَ شَهِیْقٌ* خالِدِینَ فِیْها ما دامَتِ السَّمواتُ وَ الاَرْضُ اِلّا ما شَاءَ رَبُّکَ اِنَّ رَبَّکَ فَعَّالٌ لِمَا یُرِیدُ* وَأمَّا الَّذینَ سُعِدُوْا فَفِى الجَنَّهِ خالِدِینَ فِیْها ما دامَتِ السَّمواتُ وَ الأَرْضُ اِلّا ما شاءَ رَبُّکَ عَطاءً غَیْرَ مَجْذُوْذٍ» (۲)

روزى خواهد آمد که در آن روز کسى سخن نگوید مگر به اذن خداوند آنانى که شقى و (بدکار) مى باشند در آتش اند و براى آنان فریاد و ناله است و در آتش همیشه مى باشند تا هنگامى که آسمانها و زمین بوده باشد . مگر آن که مشیت خدا بخواهد نجاتشان دهد که البته خدا هر چه خواهد مى کند و کسانى که سعید (و نیکوکار) مى باشند پس در بهشت همیشه هستند تا هنگامى که آسمانها و زمین باقى است مگر آنچه مشیت پروردگار باشد که عطایش ابدى و غیر مقطوع است .

با توجه به این که آسمان و زمین هنگام قیامت وضع فعلى خود را از دست خواهد داد ، مقصود از باقى بودن آسمان و زمین قبل از قیامت مى باشد . بنابراین بخوبى حیات و زندگى برزخى از آیه شریفه فوق استفاده مى شود .

۳ ـ «النَّارُ یُعْرَضُوْنَ عَلَیْها غُدُوَّاً وَ عَشِیَّاً وَ یَومَ تَقُوْمُ السَّاعهُ اَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ اَشَدَّ الْعَذابِ» (۳)

(قوم فرعون) صبح و شب به آتش عرضه داشته مى شوند و روز قیامت به آنها(فرشته ها) گفته مى شود داخل نمائید آل فرعون را در شدیدترین عذاب .

از آیه یاد شده بخوبى حیات برزخى استفاده مى شود . زیرا قبل از روز قیامت براى قوم فرعون عذاب در صبح و شب مقرر شده است بنا براین قبل از روزگار قیامت عالم دیگرى وجود دارد که در آن عالم گنه کاران گرفتار عذاب مى باشند و لازمه آن، حیات و زندگى در عالمى قبل از قیامت مى باشد .

۴ ـ «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِى سَبِیْلِ اللَّهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْیاءٌ عِنْدَ رَبّهِمْ یُرْزَقُونَ* فَرِحینَ بِما آتیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُوْنَ بِالَّذِیْنَ لَمْ یَلْحَقُوْا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ اَلّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُوْنَ* یَسْتَبْشِرُوْنَ بِنِعْمَهٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ اَنَّ اللَّهَ لا یُضِیْعُ اَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ (۴)

البته نپندارید آنانى که در راه خداوند کشته شده اند مردگانند بلکه زندگانى هستند که نزد خداوند روزى به آنان مى رسد آنها خشنودند به آنچه از فضل خداوند به آنها رسیده است و بشارت مى دهند به مؤمنانى که هنوز به آنها ملحق نگردیده اند (آنانکه پس از این شهداء به آنها ملحق مى شوند) که خوفى بر آنان نیست و محزون نخواهند بود و بشارت مى دهند به نعمت و نیکى که از طرف خداوند به آنها داده شده است و خداوند اجر و پاداش اهل ایمان را ضایع ننماید .

از آیه شریفه فوق بخوبى حیات برزخى و زندگى انسانها پس از مرگ استفاده مى شود زیرا خداوند فرموده است که آنها (شهداء) پس از آنکه کشته شدند زنده مى باشند نه آن که در عالم قیامت زنده مى شوندو نیز فرموده است که اینان روزى داده مى شوند و خشنودند به آنچه خداوند به آنها مرحمت نموده است و بشارت مى دهند اهل ایمانى را که هنوز به آنها ملحق نشده اند .

کلمه «أحیاءٌ» زندگانند و جملات «یُرزَقُونَ» روزى مى رسد به آنها و «فَرَحِینَ» خشنود مى باشند و «یَسْتَبْشِرُونَ» بشارت مى دهند؛ حیات و زندگى پس از مرگ را اعلام مى دارد .

تذکر: بدیهى است که شهداء آنها که در راه خداوند کشته شده اند با مردم دیگر از جهت اصل زنده بودن ، یکسانند و اختصاص شهداء بذکر (یاد آورى خصوص شهداء) بخاطر مطرح بودن آنها است زیرا که اهل باطل مى گفتند که آنها (شهداء) از بین رفته و نابود شده اند و نیز بخاطر اهمیت دادن به شأن آنها و اختصاص داشتن آنها است بخصوصیت متنعم شدن به نعم الهى در نزد مقام خاص قرب خداوند متعال .

آیاتى که در مسئله برزخ از آنها استفاده شده در حدود پانزده آیه است که بخاطر اختصار به آیه هاى یاد شده اکتفا مى شود و به بعضى از آیات مربوطه ، در ضمن نقل حدیث هائى که در ارتباط با عالم برزخ متذکر مى شویم اشاره مى شود .

احادیث معتبرى که در مورد عالم برزخ رسیده است بسیار است و عامه (اهل سنت) و خاصه (شیعه) در این مورد روایات فراوانى نقل کرده اند لذا باید گفت روایات مربوط به عالم برزخ و زندگى ارواح در عالم برزخ از حدّ تواتر (۵) گذشته است و به جهت آن که (همان طور که مکرر گفته شده) روش ما بر اختصار است بعضى از احادیث مربوطه را با بعضى از آیات متناسب در ارتباط با عالم برزخ متذکر مى شویم .
هنگام مرگ و سکرات موت

خداى تعالى مى فرماید :

«فَلَوْ لا اِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ* وَ اَنْتُمْ حِیْنَئِذٍ تَنْظُروْنَ* وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لکِنْ لا تُبْصِرُوْنَ* فَلَوْ لا اِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِیْنِینَ* تَرْجِعُوْنَها اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ* فَاَمَّا اِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ* فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّتُ نَعیمٍ وَ اَمَّا اِنْ کانَ مِنْ اَصْحابِ الَْیمِین* فَسَلامٌ لکَ مِنْ اَصْحابِ الَْیمِین * وَ اَمّا اِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالینَ* فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیْمٍ وَ تَصْلِیَهُ جَحِیْمٍ» (۶)

پس چگونه خواهد بود هنگامى که نفس و روح آدمى (آن که در حال مرگ است) به گلو مى رسد و شما در آن هنگام نگاه مى کنید(یعنى چرا او را بر نمى گردانید) و ما به او نزدیک تریم از شما و لکن شما نمى بینید ، پس اگر حیات بدست شما است و شما را آفریننده اى نیست برگردانید روح و نفس انسان را در حال مرگ اگر راست مى گوئید . پس اگر فوت شده از مقرب ها باشد پس راحتى و خوشى و بهشت پر از نعمت براى اوست، و اگر فوت شده از اصحاب یمین (نیکان بزرگوار) باشد پس درود براى تو است که از اصحاب یمین مى باشى ، و اگر از تکذیب کنندگان و انکار کنندگان خدا و قیامت باشد ، خوراک او آتش سوزان (حمیم) و جایگاه او دوزخ مى باشد .

از ساعات و لحظه هاى بسیار حساس که انسان در پیش دارد ساعت احتضار و لحظه هائى است که در آستانه مرگ و انتقال به عالم برزخ قرار مى گیرد .

همان طور که در آیه شریفه فوق بیان شده است ، در آن لحظات حساس مردم به نسبت عقائد صحیح و ناصحیح و رفتار و صفات خوب و بدشان در راحتى و یا رنج خواهند بود و پس از انتقال به عالم برزخ نیز با قسمتى از نتیجه هاى عقائد و کارهایشان برخورد خواهند داشت .

در این مورد یکى از دهها حدیثى که رسیده است تذکراً یادآورى مى شود .

حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام از پدران بزرگوار شان نقل مى فرمایند که شخصى به حضرت صادق علیه السلام گفت : مرگ را براى من تشریح کنید .

امام علیه السلام فرمودند : مرگ براى مؤمن مانند استشمام بهترین عطر است که بو کند و عطسه بزند و همه سختى ها و فشارها از او منقطع و در نتیجه راحت گشته و در آسایش قرار گیرد ، ولى مرگ براى کافر مانند گزیدن مارها و عقربها بلکه از آنها هم شدیدتر خواهد بود .

سؤال کننده گفت : بعضى گویند که مرگ از پاره شدن بدن بوسیله ارّه ها و قطعه قطعه شدن بدن با مقراض ها و کوبیده شدن بدن بوسیله سنگها و چرخیدن میله آسیا در چشمها سخت تر مى باشد .

حضرت فرمود : آرى براى بعضى از کفار و گناه کاران همین گونه سخت است ، آیا بعضى از آنان را ندیده اى که این شدائد را در لحظات آخر عمر معاینه مى کنند؟ و حال آن که این عذابها در آخرت شدیدتر است .

سائل گفت : چه مى شود که بعضى از کفار به آسانى جان مى دهند مشغول صحبت کردن و خندیدن اند و جان مى دهند و بعضى از اهل ایمان هم هنگام مرگ به راحتى جان مى دهند و جمعى از مؤمنین و کفّار هنگام مرگ به ناراحتى و سختى گرفتار مى شوند .

امام ششم علیه السلام فرمودند : آرامش و راحتى هنگام مرگ براى مؤمن پاداش و ثوابى است براى او که از همان هنگام مرگ به او مى رسد و سختى و گرفتارى که مؤمن هنگام مرگ مى بیند وسیله پاک شدن از گناه است تا هنگام ورود به آخرت در کمال آسایش بوده و برخوردار از پاداش هاى ابدى الهى بگردد .

و کفارى که هنگام مرگ راحت مى باشند و به آسانى جان مى دهند پاداش کار نیک خود را مى بینند تا در آخرت دیگر براى او راحتى نباشد و کافرى که هنگام مرگ سخت مى میرد و ناراحت است عذاب و کیفر بدیهایش از همان وقت شروع شده است آرى خداوند عادل است (لذا پاداش کارهاى نیک کافر را هم مى دهد ولى در دنیا) . (۷)

آرى هنگام مرگ هنگامه اى بس عظیم است و براى آنانکه رعایت دستورات الهى را ننموده اند و به راه حق حرکت نکرده اند بسیار دشوار است .

خداى تعالى فرموده است :

«وَ جائَتْ سَکْرَهُ المَوْتِ بِالحقِّ ذلِکَ ما کُنْتَ مِنْهُ تَحیدُ» (۸)

بیهوشى هنگام مرگ به حق و حقیقت تو را فرا رسید آرى این همان مرگى است که از آن گریزان بودى .

بیهوشى که در آیه فوق هنگام مرگ یادآورى شده است نشانگر سختى بسیار وحشتناک مى باشد .

بدیهى است جدا شدن از تمامى علاقه هاى ریشه دار ، و ورود به زندگى جدیدى که آمادگى براى آن نباشد و دیدن آثار و نتیجه کارهاى زشت سبب نگرانى شدید مى باشد بلکه همان طور که در گفتار اولیاء الهى رسیده گرفتاریهاى افراد گمراه و بدکار به گونه اى است که در این زندگى قابل درک و وصف نیست .

وجود مقدّس حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام در این زمینه فرموده اند :

و إنّ للموت لغمرات هی أفظع من أن تستغرق بصفهٍ أو تعتدل على عقول أهل الدنیا . (۹)

همانا براى مرگ سختى هائى است که سخت تر و وحشتناک تر از آن است که کاملاً توصیف شود و یا عقلهاى مردم دنیا آن را درک کرده و به آن برسند .

آرى آنها که مستعد براى مرگ نشده اند ولى هنگام مرگ از افکار باطل و کارهاى زشت خود پشیمان مى باشند سخت در افسوس و تأثر قرار گرفته و درخواست برگشت بدنیا را دارند امّا هرگز بازگشتى براى آنها نخواهد بود .

قرآن کریم فرموده است :

«حَتّى اِذا جاءَ اَحَدَهُمُ المَوْتُ قالَ رَبِّ اِرْجِعُونِ* لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحَاً فِیْما تَرَکْتُ کَلاَّ اِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُهاوَ مِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ اِلى یَوْمِ یُبْعَثُونَ» (۱۰)

آنگاه که مرگ آنهائى که کفر ورزیده و با آلودگى بسیار زندگى را گذرانیده اند مى رسد آنگاه مى گوید بار خدایا مرا بر گردان امید است آنچه انجام نداده انجام دهم به آنها گفته مى شود هرگز برگشتى نیست این سخن سخن کسى است که گوینده اش این است (یعنى گوینده اش کسى است که آن همه دلالت ها و ارشادها را نادیده گرفته و در مقابل جبهه گیرى نموده و زندگى را به هوا و هوسها و کبر در مقابل خداوند سپرى ساخته است) و پیش روى آنان برزخ است تا روز قیامت .
تلاش و کوشش شیطان هنگام مرگ

از جریانهاى بسیار مهم هنگام مرگ ، تلاش شیطان براى به انحراف کشاندن انسان و گرفتن ایمان از او مى باشد .

همانطور که در احادیث متعدد و معتبر رسیده شیطان هنگام مرگ به صورتهاى مختلف تلاش مى کند تا انسانها را به کفر و تردید در دین گرفتار کند .

بدیهى است که آن ساعت، ساعت بسیار حساس و با اهمیت است و اگر زمینه زندگى افراد ، زمینه شمول و رحمت پروردگار نباشد بلکه زمینه انحراف و بى توفیقى باشد شیطان کار خود را خواهد کرد .

و اگر زمینه زندگى انسان از نظر اعتقاد و عمل ، زمینه رستگارى باشد توفیق الهى نصیب او گردیده و تلقین انسان در آستانه مرگ و شهادت به یکتائى خداوند و شهادت به رسالت پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله و امامت ائمه معصومین علیهم السلام برایش مفید و کمک خواهد بود .

عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال : «ما من أحد یحضره الموت إلّا وکّل به إبلیس من شیطانه أن یأمره بالکفر و یشکّکه فی دینه حتّى تخرج نفسه فمن کان مؤمناً لم یقدر علیه فإذا حضرتم موتاکم فلقّنوهم شهاده أن لا إله إلّا اللَّه وأنّ محمّداً رسول اللَّه صلى الله علیه وآله حتى یموت» (۱۱)

هر کس که در آستانه مرگ قرار گیرد ابلیس یکى از شیطان ها را بر آن مى گمارد که او را به کفر و تردید در دین وادار کند تا هنگام مردن بى ایمان از دنیا برود ولى آن کس که به حقیقت ایمان دارد شیطان نمى تواند او را منحرف سازد آنگاه فرمود : مردگان خود را به یکتائى خداوند و رسالت پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله تلقین دهید .

و فى حدیث آخر: عن أبى جعفرعلیه السلام «... فلقّنوا موتاکم عند الموت شهاده أن لا إله إلّا اللَّه والولایه» (۱۲)

پس تلقین دهید مردگانتان را (در حال احتصار) شهادت به یکتائى خداوند و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام.

آرى آنهایى که در دوران زندگى خود در انجام وظائف خود کوشا بوده اند و یک عمر با مخالفت نفس ، به ترک پلیدیها و انجام نیکى ها و فراگیرى اخلاق نیک گذرانیده اند ، موفق به مقاومت در مقابل شیطان گردیده و با کمک خداوند شیطان و وسوسه هاى او را از خود دور مى سازند؛ و کسانى که در دوران زندگى خودسازى و تزکیه نفس و تحصیل رضایت خداوند مورد توجّه و همّت آنان نبوده است بلکه پاى بند شهوات و هوسها گردیده و در آلودگیهاى مختلف آلوده شده اند گرفتار شیطان گردیده و قدرت مقاومت با شیطان و وسوسه هاى او را نخواهند داشت .

از وجود مقدس امیرمؤمنان على علیه السلام سؤال شد که چگونه مى توان آماده مرگ گردید و استعداد براى مردن را بدست آورد ؟

امام علیه السلام فرمودند :

«أداء الفرائض واجتناب المحارم والإشتمال على المکارم» . (۱۳)

آمادگى براى مرگ (به گونه اى که مرگ براى انسان مشکل نباشد) به انجام واجبات و ترک معصیت ها و فراگرفتن اخلاق پسندیده است .
دیدار با پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام هنگام مرگ

از جریانهائى که هنگام انتقال انسان از عالم دنیا به عالم برزخ انجام مى گیرد این است که تمامى مردم از خوب و بد سیماى پیامبر اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام را مى بینند .

در این مورد یکى از آیات شریفه قرآن که تفسیر به دیدار این بزرگواران هنگام مرگ و بعضى از روایات که در کتابهاى معتبر نقل گردیده است یادآورى مى شود .

«الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوایَتَّقُوْنَ* لَهُمُ الْبُشرى فِى الحَیوهِ الدُّنْیا وَ فِى الآخِرَهِ» (۱۴)

آنان که اهل ایمان و خدا ترسند آنها را از خدا پیوسته بشارت است هم در حیات دنیا و هم در آخرت به نعمتهاى بهشت .

۲ ـ علامه مجلسى رحمه اللَّه علیه حدیثى را از ابوحمزه ثمالى نقل مى کند :

حضرت باقرعلیه السلام دیدار پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله و حضرت امیرالمؤمنین على علیه السلام را هنگام مرگ نقل مى کنند و بشارتى که آن دو بزرگوار به مؤمن هنگام مرگ مى دهند بیان مى فرمایند سپس حضرت باقرعلیه السلام به ابو حمزه فرمودند : مطلبى که گفتم خداى متعال در قرآن کریم در آیه شریفه : «الَّذینَ آمَنُوا وَ کانُوایَتَّقُوْنَ* لَهُمُ الْبُشرى فِى الحَیوهِ الدُّنْیا وَ فِى الآخِرَهِ» تذکر داده است . (۱۵)

۳ ـ مرحوم ثقه الاسلام کلینى رحمه اللَّه علیه از عبدالرحیم قصیر نقل مى کند :

به حضرت امام محمد باقرعلیه السلام گفتم : صالح بن میثم از عبایه اسدى نقل کرده که از حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه السلام شنیده:

واللَّه لا یبغضنی عبدٌ أبداً یموت على بغضی إلّا رآنی عند موته حیث یکره ولا یحبّنی عبد أبداً فیموت على حبّی إلّا رآنی عند موته حیث یحّب . فقال أبوجعفرعلیه السلام : نعم ورسول اللَّه صلى الله علیه وآله بالیمین . (۱۶)

امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند سوگند به خداوند دشمن ندارد مرا انسانى مگر این که اگر با همین حالت دشمنى بمیرد خواهد دید مرا به گونه اى که ناراحت گردد و دوست نمى دارد مرا کسى مگر آن که اگر با دوستى من بمیرد مرا مى بیند بگونه اى که خشنود گردد .

حضرت باقرعلیه السلام فرمودند : آرى این چنین است و اضافه کردند که حضرت رسول اکرم صلى الله علیه وآله نیز در طرف راست محتضر مى باشند .

۴ ـ فضل بن یسار از حضرت باقر و حضرت صادق علیهما السلام نقل مى کند که فرموده اند

حرام على روح أن تفارق جسده حتى ترى الخمسه محمّداً و علیّاً فاطمه و حسناً و حسیناً بحیث تقر عینها أو تسخن عینها . (۱۷)

حرام است (یعنى ممکن نیست) بر هر روح که از بدن جدا شود مگر آن که ببیند پنج نور شریف حضرت محمّد و حضرت على و حضرت فاطمه و حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم السلام را ، بگونه اى که چشمش روشن و یا آزرده شود .

سه حدیث فوق نمونه اى از دهها حدیث است که در این مورد رسیده است.

سؤال: در خصوص مطلب یاد شده و حدیث هائى که ذکر شد سؤالاتى مطرح شده است مهمترین سؤال این است که امکان دارد در زمان واحد در نقطه هاى مختلف افراد بسیارى فوت شوند اگر هر فردى هنگام مرگ ، ائمه معصومین علیهم السلام را مى بیند لازم آید که جسم واحد در مکانهاى مختلف در زمان واحد وجود داشته باشد در حالى که بدیهى است که چنین فرضى فرض محال است و وجود جسم واحد در نقطه هاى متعدد امکان ندارد .

پاسخ: جواب این سؤال به صورتهاى زیر گفته شده است :

۱ ـ براى هر یک از این بزرگواران بدنهاى مثالى متعددى است که آن بدنهاى مثالى مربوط به آنان هنگام مرگ افراد حضور پیدا مى کنند بنابراین هر چند تعداد افراد فوت شده در زمان واحد بسیار باشد جسدهاى مثالى به همان اندازه خواهد بود و بدیهى است که تمامى این جسدهاى مثالى تحت فرمان شخصیتى است که در ارتباط با آنها است و به هر یک در هر مورد دستور گفتار و رفتار متناسب با آن مورد داده مى شود .

۲ ـ سؤال فوق با توجه به ضوابط و قوانین دنیوى و مادى این عالم است و هنگام مرگ ضوابط مربوط به این عالم تغییر مى کند و نمى توان حکم ضوابط عالم ماده دنیوى را با ضوابط هنگام مرگ و ضوابط عالم برزخ مقایسه نمود .

مرحوم علامه مجلسى رحمه الله پس از ذکر حدیث هاى مربوط به دیدار پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام هنگام مرگ ، و نقل اشکالات و پاسخ به آنها مى فرماید :

والأحوط والأولى فی أمثال تلک المتشابهات الإیمان بها ، وعدم التعرّض لخصوصیتها وتفاصیلها واحاله علمها إلى العالم علیه السلام کما مرّ فی الأخبار التی أوردناها فی باب التسلیم ، واللَّه یهدی من یشاء إلى صراط مستقیم . (۱۸)

آنچه به احتیاط نزدیک و سزاوارتر است در مانند این مطالب متشابه ، ایمان به آنها است (زیرا در احادیث رسیده است) و متعرض خصوصیات و تفصیل آنها نشدن و علم آن را به امام معصوم واگذاردن است (چون حقیقت امر و کیفیت آن بر ما مجهول است) همان طور که در اخبار باب تسلیم گذشت و خداوند هدایت کننده به راه راست مى باشد .
شدت و یا آسایش هنگام مرگ

از مطالبى که تذکّرش لازم به نظر مى رسد این است که جان دادن و مرگ در حال راحت و یا شدت نشانه قطعى سعادتمندى و نشانه دوزخى بودن و شقاوتمندى نیست بلکه ممکن است افرادى دوزخى و گرفتار عذاب اخروى باشند و راحت و در آسایش جان دهند زیرا بعضى از کارهاى خوب که در دنیا داشته اند با آسایش هنگام مرگ پاداش داده شوند و در آخرت جز گرفتارى و عذاب نداشته باشند ، و نیز ممکن است که راحت جان دادن بخاطر خوبى و نیکوکارى شان باشد .

و البته ممکن است افرادى رستگار و اهل سعادت ، هنگام مرگ در رنج و گرفتارى باشند زیرا بعضى از گناهانى که انجام داده اند و هنوز به گونه اى از آثار رنج آور آن گناه در امان نبوده و از آن توبه نکرده اند رنج و گرفتارى هنگام مرگ جبران آثار آن گناه را نموده و به همین ناراحتى هنگام جان دادن مورد لطف حق قرار گرفته و دیگر در زندگى آخرتش عذاب و رنج نبیند همانطور که ممکن است افرادى در شقاوت و انحراف بوده و اهل دوزخ باشند و هنگام مرگ هم در عذاب سخت و در کمال سختى جان بدهند .

بنابر آنچه گذشت شدّت و سختى ، و راحت و آسایش هنگام مرگ ، دلیل قطعى براى دوزخى بودن و یا بهشتى بودن افراد نمى باشد .

در این مورد بذکر یک حدیث از حضرت صادق علیه السلام که ایشان از پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نقل کرده اند اکتفا مى شود .

عن أبی عبداللَّه علیه السلام قال : قال رسول اللَّه صلى الله علیه وآله : قال اللَّه تعالى : ما من عبد اُرید أن ادخله الجنّه إلّا ابتلیته فی جسده ، فان کان ذلک کفّاره لذنوبه وإلّا سلّطت علیه سلطاناً فإن کان ذلک کفّاره لذنوبه وإلّا ضیقت علیه فی رزقه ، فإن کان ذلک کفّاره لذنوبه و إلّا شدّدت علیه عند الموت حتّى یأتینی ولا ذنب له ثمّ اُدخله الجنّه ، وما من عبد اُرید أن ادخله النّار إلّا صححت له جسمه ، فان کان ذلک تمام طلبته عندی وإلّا آمنت خوفه من سلطانه فان کان ذلک تمام طلبته عندی وإلّا وسعت علیه رزقه ، فإن کان ذلک تمام طلبته عندی وإلّا یسرت علیه عند الموت حتّى یأتینی ولا حسنه له ثمّ اُدخله النار . (۱۹)

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله فرمودند : خداوند فرموده است نیست بنده اى که اراده کنم وارد بهشت شود مگر این که کسالتى جسمانى براى او تقدیر نمایم اگر این کسالت جسمى کفاره گناه او باشد به همین گرفتارى اکتفا مى شود و اگر این کسالت جسمانى کفاره گناه او نباشد ستمگرى را بر او مسلط مى نمایم اگر این گرفتارى کفاره گناهش باشد به همین اکتفا مى شود و الّا از نظر روزى در مضیقه اش مى افکنم . (روزى او را کم مى کنم) و اگر این گرفتارى کفاره گناهش باشد به همین اکتفا مى شود و الّا هنگام مرگ و مردن بر او سخت مى گیریم و سخت جان مى دهد تا این که گناهش پاک شود سپس وارد بهشتش مى نمایم .

و نیست بنده اى که اراده کنم در آتش و دوزخ وارد گردد مگر این که جسمش را سالم نموده و تندرستى به او مى دهم اگر این نعمت جبران کار نیک او را نماید ممکن است گرفتارى دیگرى نبیند و اگر بیش از این کار نیک داشته باشد بیم از قدرت ستمکار را از او دور نمایم . اگر باز هم جبران کار نیک او نشده باشد روزى او را زیاد مى کنم اگر باز هم جبران کار نیک او نشده باشد آسان جان خواهد داد و مرگ را بر آن آسان خواهم کرد تا این که بر من وارد شود و هیچ نیکى و حسنه اى نداشته باشد آنگاه او را داخل دوزخ نمایم .

از حدیث فوق بخوبى استفاده مى شود که آسان جان دادن ممکن است در اثر نیکوکارى و رستگارى باشد و ممکن است به جهت جبران کار نیک بدکاران و گرفتاران باشد و همچنین رنج و ناراحتى هنگام مرگ و در سختى جان دادن امکان دارد در اثر بدکارى و شقاوتمندى باشد و امکان دارد که آخرین رنج یک فرد رستگار و سعادتمند باشد

* ۱) المؤمنون/۹۹ ـ ۱۰۰ .
* ۲) هود/ ۱۰۵ ـ ۱۰۸ .
* ۳) المؤمن (غافر)/۴۶ .
* ۴) آل عمران/۱۶۹ ـ ۱۷۱ .
* ۵) اگر موضوعى در احادیث بسیارى ، مطرح شده باشد به حدّى که احتمال کذب و ساختگى بودن در آن راه نداشته باشد حدیث متواتر نامیده مى شود .
* ۶) الواقعه/ ۸۳ ـ ۹۴ .
* ۷) بحار الأنوار ـ کتاب العدل والمعاد ـ باب سکرات الموت و شدائده، ح ۶، ۶/۱۵۲ .
* ۸) ق /۱۹ .
* ۹) نهج البلاغه ـ خ ۲۱۲ ـ سطر آخر ص ۷۰۲ .
* ۱۰) المؤمنون/۹۹ و ۱۰۰.
* ۱۱) الفروع من الکافی ـ کتاب الجنائز ـ باب تلقین المیت ـ ح ۶، ۳/ ۱۲۳ .
* ۱۲) الفروع من الکافى ـ کتاب الجنائز ـ باب تلقین المیّت ـ ح ۵، ۳/۱۲۳ .
* ۱۳) بحارالأنوار ـ کتاب العدل والمعاد ـ باب حبّ لقاء اللَّه و ذمّ الفرار من الموت، ح ۴۳، ۶/۱۳۷ و بحارالأنوار، ح ۹، ۴۱/۷ و بحارالأنوار، ح ۱، ۶۸/۲۶۳ و بحارالأنوار،ح ۷، ۷۴/۳۸۲ .
* ۱۴) یونس/ ۶۳ ـ ۶۴ .
* ۱۵) بحار الأنوار ـ کتاب العدل والمعاد ، باب مایعاین المؤمن والکافر عند الموت،ح ۶، ۶/۱۷۸ .
* ۱۶) الفروع من الکافی ، کتاب الجنائز ، باب مایعاین المؤمن والکافر، ح ۵، ۳/۱۳۲ .
* ۱۷) بحار الأنوار ، کتاب الجنائز ، باب مایعاین المؤمن والکافر عند الموت ۶/ ۱۹۳ و ۱۹۱ و ۳۹/۲۴۲ و مناقب آل ابى طالب ، باب ما یتعلق بالآخره من مناقبه علیه السلام ـ فصل فی درجاته ۳/۲۲۳ .
* ۱۸) بحارالأنوار ، کتاب العدل والمعاد ، باب مایعاین المؤمن والکافر عند الموت ۶/۲۰۲ .
* ۱۹) بحار الأنوار ـ کتاب العدل والمعاد ـ باب ما یعاین المؤمن والکافر عند الموت، ح ۴۹، ۶/۱۷۲ و الأصول من الکافی ـ کتاب الإیمان والکفر ـ باب تعجیل عقوبه الذنب ـ ح ۱۰، ۲/۴۴.